هدهد ویژن

نشست نقد رمان «خونابه میناب» در کتابخانه ملی ایران

منتشرشده: · به‌روزرسانی: · فرهنگ و هنر · هرمزگان

نشست نقد رمان «خونابه میناب» در کتابخانه ملی ایران

در کتابخانه ملی ایران، سه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵، نشست نقد رمان «خونابه میناب» توسط نویسنده سیدحمیدرضا مهاجرانی و حضور اسدالله امرایی و قاسمعلی فراست برگزار شد. در این نشست، نقش ادبیات در روایت رنج جنگ و حفظ حافظه جمعی مورد بحث قرار گرفت.

در کتابخانه ملی ایران، سه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵، نشست نقد رمان «خونابه میناب» توسط نویسنده سیدحمیدرضا مهاجرانی و حضور اسدالله امرایی و قاسمعلی فراست برگزار شد. فاطمه اکبری‌زاده، دبیر نشست، گفت: «ادبیات در مواجهه با فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب مسئولیتی فراتر از بازگویی واقعه دارد؛ به رنج انسان‌ها صدا می‌دهد و اجازه نمی‌دهد زندگی‌های ازدست‌رفته به اعدادی در میان گزارش‌ها و اخبار تبدیل شوند.» او افزود: «حادثه تاریخی صرفاً اتفاقی در زمان و مکانی معین نیست، بلکه می‌تواند تجربه‌ای عمیق و ماندگار برای جامعه باشد. ادبیات داستانی با پیوند دادن تجربه‌های فردی به حافظه جمعی، به حفظ و انتقال حافظه تاریخی و فرهنگی کمک می‌کند.» همچنین درباره مسئولیت نویسنده گفت: «آثار ادبی می‌توانند امکان فهم و پردازش رنج را فراهم کنند. پرسش این است که تجربه دردناک بازماندگان چگونه با تخیل و شخصیت‌پردازی پیوند بخورد، بدون آنکه نویسنده به دام احساسات بیفتد یا صرفاً گزارشی تاریخی ارائه دهد.» اسدالله امرایی، مترجم، گفت: «خونابه میناب تنها از ویرانی مدرسه سخن نمی‌گوید؛ بازار، پوشش زنان بندر، درخت‌ها و بوی دریا نیز در کنار آوار حضور دارند. نگاه ضدجنگ راوی و پرسش‌های او درباره سرنوشت کودکان و هزینه‌ای که مردم می‌پردازند، در اثر آشکار است.» او افزود: «دیدار با خانواده‌ها و امدادرسانان، ماموریت راوی را به پرسشی درباره مسئولیت نوشتن تبدیل می‌کند. این رمان تصویر شهری است که مردمش هم سوگوارند و هم کنار یکدیگر ایستاده‌اند. تفاوت گفتار محلی شخصیت‌ها با زبان ادبی راوی نیز در متن مشخص است.» او درباره زمان نوشتن از جنگ گفت: «الزاماً نباید سال‌ها از جنگ فاصله گرفت تا بتوان درباره آن نوشت و به دام تبلیغ نیفتاد. بسیاری از آثار مهم ادبی جهان زمانی نوشته شده‌اند که جنگ جریان داشته است. شناخت مهاجرانی از ادبیات منطقه نیز در پرداختن به این موضوع موثر بوده است.» قاسمعلی فراست، نویسنده، گفت: «عنوان خونابه میناب آگاهانه و دقیق انتخاب شده است. نویسنده اطلاعات گسترده و حافظه قدرتمندی دارد و این ویژگی با پیش رفتن در کتاب بیشتر نمایان می‌شود. انتخاب نام شخصیت‌ها نیز از نکات قابل تقدیر اثر است.» او افزود: «توجه به آهنگ و معنای واژه‌ها، از ویژگی‌های مثبت رمان است؛ برای نمونه، تکرار آواها در عبارت اسیر زندان خوف و خون و خمپاره شدم، به‌جا نشسته است. حضور کاشی‌کاری که در شرایط ویرانی، داوطلبانه و عاشقانه کار می‌کند نیز از انتخاب‌های ارزشمند نویسنده است.» فراست در نقد اثر گفت: «در کنار این نکات مثبت، بخش‌هایی از کتاب زیاده‌گویی دارد و می‌شد حذف یا کوتاه‌تر شود. جزئیات باید در داستان نقشی داشته باشند. برخی قسمت‌های رمان نیز بیشتر روایت است تا داستان و ای کاش با ایجاز بیشتری پرداخت می‌شد.» سیدحمیدرضا مهاجرانی، نویسنده اثر، گفت: «میناب را قربانی نبینید؛ میناب قهرمان عبور است. آنچه یک مردم را سرپا نگه می‌دارد، گذر از رنج‌هاست و من تجسم این عبور را در همبستگی مردم میناب دیدم.» او افزود: «نگاه ضدجنگ را در اثر حفظ کردم؛ سیاستمدارانی که یکدیگر را می‌شناسند، جنگ را آغاز می‌کنند، اما جوانانی که همدیگر را ندیده‌اند، با هم می‌جنگند و فقرا هزینه‌های آن را می‌پردازند. در کنار این رنج، مردم میناب با همراهی یکدیگر، زندگی را زنده نگه داشته‌اند.» مهاجرانی درباره تحول راوی گفت: «تلاش کردم راوی در پایان با آغاز داستان تفاوت داشته باشد. وقتی وارد میناب شدم، مرا سرحدی، یعنی غریبه، صدا می‌کردند؛ به‌تدریج حمید شدم و بعد احساس کردم بخشی از حافظه میناب شده‌ام. می‌خواستم بازگشت راوی، بازگشت به خویشتن باشد.» رمان «خونابه میناب»، منتشرشده از سوی انتشارات امیرکبیر، داستان سفر نویسنده‌ای به میناب و مواجهه او با خانواده‌های داغدار و شاهدان حادثه مدرسه «شجره طیبه» را روایت می‌کند.

خبرهای مرتبط