احمد" خانه دوست کجاست؛ تصویر ماندگار دانشآموز ایرانی
منتشرشده: · اجتماعی

عصر ایران؛ امیر صدرا صیام - هر بار که به مناسبت روز دانشآموز به کودکی، مدرسه و خاطرات سالهای دور فکر میکنم، تصویر احمد در فیلم «خانه دوست کجاست؟» عباس کیارستمی در ذهنم زنده میشود؛ پسربچهای با چهرهای معصوم، نگاهی نگران و…
عصر ایران؛ امیر صدرا صیام - هر بار که به مناسبت روز دانشآموز به کودکی، مدرسه و خاطرات سالهای دور فکر میکنم، تصویر احمد در فیلم «خانه دوست کجاست؟» عباس کیارستمی در ذهنم زنده میشود؛ پسربچهای با چهرهای معصوم، نگاهی نگران و قلبی سرشار از مهربانی که شاید بیش از هر شخصیت دیگری در سینمای ایران، معنای واقعی دانشآموز بودن را به تصویر کشیده است.
برای من، احمد فقط قهرمان یک فیلم نیست؛ او تصویری از یک نسل، نمادی از کودکی ایرانی و یادآور روزهایی است که مسئولیتپذیری، دوستی و مهربانی در سادهترین اتفاقهای زندگی معنا پیدا میکردند.
کیارستمی در این فیلم، بدون آنکه بخواهد از قهرمانی بزرگ حرف بزند، ما را با کودکی آشنا میکند که برای نجات دوستش از یک تنبیه ساده، حاضر است تمام مسیرهای دشوار روستا را طی کند.
داستان از یک اتفاق کوچک آغاز میشود؛ احمد دفتر مشق همکلاسیاش، محمدرضا نعمتزاده، را اشتباهی با خود به خانه میآورد. او میداند که دوستش اگر دفتر را نداشته باشد، از سوی معلم سرزنش خواهد شد.
همین آگاهی، آرامش او را میگیرد. احمد تصمیم میگیرد دفتر را به صاحبش برساند؛ تصمیمی که شاید برای یک بزرگسال چندان مهم به نظر نرسد، اما برای این کودک به مسئلهای حیاتی تبدیل میشود.
آنچه برای من در این فیلم اهمیت دارد، همین تفاوت نگاه احمد با دنیای بزرگترهاست. او بارها تلاش میکند مقصد دوستش را پیدا کند، از دیگران سوال میپرسد و در کوچهها و جادههای روستا به دنبال نشانی خانه او میگردد. اما کمتر کسی نگرانیاش را جدی میگیرد.
بزرگترها مشغول کارهای روزمره خود هستند و گاهی حتی فرصت نمیکنند حرف این کودک را تا انتها بشنوند. در مقابل، احمد با تمام وجود میخواهد کاری را که درست میداند، انجام دهد.
زیبایی شخصیت احمد در همین معصومیت آمیخته با مسئولیتپذیری است. او هنوز آنقدر کودک است که از دنیای اطرافش انتظار مهربانی داشته باشد، اما آنقدر بزرگ شده که رنج دوستش را رنج خودش بداند.
او برای انجام وظیفهاش به دنبال پاداش نیست؛ حتی کسی قرار نیست از تلاش او باخبر شود. تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، این است که دوستش فردا با دفتر مشق در کلاس حاضر شود و گرفتار تنبیه نشود.
کیارستمی با دوربین ساده و نگاه انسانی خود، از این جستوجوی کودکانه تصویری فراتر از یک ماجرای روزمره میسازد.
مسیرهای پرپیچوخم روستا، خانههای ساده، درهای بسته و رفتوآمدهای احمد، همه بخشی از جهانی هستند که در آن یک کودک برای انجام یک کار درست، تنهایی تلاش میکند. این سفر کوتاه، در حقیقت سفری به دنیای وجدان، دوستی و مسئولیت است.
پایان فیلم نیز برای من یکی از زیباترین لحظههای تاریخ سینمای ایران است؛ جایی که احمد پس از همه تلاشهایش، دفتر مشق دوستش را آماده میکند و گلی کوچک میان صفحات آن قرار میدهد. چه تصویر ساده و در عین حال عمیقی! گویی تمام مهربانی و نگرانی این کودک در همان گل کوچک خلاصه شده است.
به مناسبت روز دانشآموز، دوست دارم احمد را بهعنوان شمایلی ماندگار از دانشآموز ایرانی به یاد بیاورم؛ کودکی که نه با نمره و رتبه، نه با موفقیتهای بزرگ و نه با قهرمانیهای نمایشی، بلکه با انسانیت و مهربانیاش در حافظه ما ماندگار شده است.
احمد به ما یادآوری میکند مدرسه فقط جایی برای یاد گرفتن خواندن و نوشتن نیست. مدرسه باید جایی باشد که در آن دوستی، همدلی، مسئولیتپذیری و توجه به دیگران را هم بیاموزیم. شاید جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به همان نگاه معصوم و صادق احمد نیاز داشته باشد.
سالها از ساخت «خانه دوست کجاست؟» گذشته، اما احمد هنوز در ذهن ما راه میرود؛ با همان دفتر مشق، همان نگرانی کودکانه و همان قلب مهربان. او به ما یاد داده گاهی بزرگترین درس زندگی، رساندن یک دفتر مشق به دست یک دوست است.
انتخابات آمریکا؛ از رای گیری تا اعلام نتایج و واکنشها (عکس)
نظرات کاربران خبر قبل
تنگسیر، تنهای پر هیاهو/ تحمیل شدن بهروز وثوقی به کارگردان (+صدا)
برخورد خودرو تحت تعقیب از دست پلیس با تریلی در آمریکا
فیلمهای دیگر
۲۰ سال پیش در چنین روزی
این لحظه با حافظ
گلستان سعدی
آموزش زبان انگلیسی
آپارات عصر ایران
اپلیکیشن عصر ایران