پشتوانه معدنی گذار انرژی
منتشرشده: · اقتصاد

اﻧﺮژى ﭘﺎک، ﺑﺮﺧﻼف آﻧﭽﻪ از ﻧﺎﻣﺶ ﺑﺮﻣﻲآﻳﺪ، ﺑﻲﻧﻴﺎز از زﻣﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ. ﻫﺮ ﭘﻨﻞ ﺧﻮرﺷﻴﺪى، ﻫﺮ ﺑﺎﺗﺮى و ﻫﺮ ﺗﻮرﺑﻴﻦ ﺑﺎدى، ﭘﻴﺶ از آﻧﻜﻪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎدى از ﻓﻨﺎورى ﺳﺒﺰ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮد، ﻣﺴﻴﺮى ﻃﻮﻻﻧﻲ را از دل ﻣﻌﺎدن و ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪﻫﺎى ﻓﺮآورى ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﺳﺖ.
اﻧﺮژى ﭘﺎک، ﺑﺮﺧﻼف آﻧﭽﻪ از ﻧﺎﻣﺶ ﺑﺮﻣﻲآﻳﺪ، ﺑﻲﻧﻴﺎز از زﻣﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ. ﻫﺮ ﭘﻨﻞ ﺧﻮرﺷﻴﺪى، ﻫﺮ ﺑﺎﺗﺮى و ﻫﺮ ﺗﻮرﺑﻴﻦ ﺑﺎدى، ﭘﻴﺶ از آﻧﻜﻪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎدى از ﻓﻨﺎورى ﺳﺒﺰ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮد، ﻣﺴﻴﺮى ﻃﻮﻻﻧﻲ را از دل ﻣﻌﺎدن و ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪﻫﺎى ﻓﺮآورى ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﺳﺖ. ﻣﺲ، راه ﻋﺒﻮر ﺟﺮﻳﺎن ﺑﺮق را ﻫﻤﻮار ﻣﻲﻛﻨﺪ؛ ﻟﻴﺘﻴﻮم و ﮔﺮاﻓﻴﺖ در ﺳﺎﺧﺖ ﺑﺴﻴﺎرى از ﺑﺎﺗﺮىﻫﺎ ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ و ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻧﺎدر ﺧﺎﻛﻲ در ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺑﺮﺧﻲ آهنرباهای داﺋﻤﻲ ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲروﻧﺪ. اﻳﻦ ﻣﻮاد ﺑﻪﺳﺎدﮔﻲ و ﺑﻪ یک اﻧﺪازه در ﺳﺮاﺳﺮ زﻣﻴﻦ ﭘﺮاﻛﻨﺪه ﻧﺸﺪهاﻧﺪ. ﺷﻜﻞﮔﻴﺮى و ﺗﻤﺮﻛﺰ آنها ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎى ﭘﻴﭽﻴﺪه زﻣﻴﻦﺷﻨﺎﺧﺘﻲ اﺳﺖ؛ ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در ﻃﻮل زﻣﺎن، ﺛﺮوت ﻣﻌﺪﻧﻲ ﺟﻬﺎن را در ﻧﻘﺎﻃﻲ ﺧﺎص ﮔﺮد آوردهاﻧﺪ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ، ﮔﺬار اﻧﺮژى ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺷﻴﻮه ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺑﺮق ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺗﻐﻴﻴﺮ در راﺑﻄﻪ ﺑﺸﺮ ﺑﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ زﻣﻴﻦ ﻧﻴﺰ ﻫﺴﺖ.
در روزﮔﺎرى ﻧﻪﭼﻨﺪان دور، ﺑﺨﺶ ﺑﺰرﮔﻲ از رﻗﺎﺑﺖ ﺑﺮ ﺳﺮ اﻧﺮژى ﺑﻪ ﻣﻴﺪانﻫﺎى ﻧﻔﺘﻲ، ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮔﺎز و ﻣﺴﻴﺮﻫﺎى اﻧﺘﻘﺎل ﺳﻮﺧﺖ ﮔﺮه ﺧﻮرده ﺑﻮد. اﻣﺮوز، در ﻛﻨﺎر اﻳﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ، دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﻓﻠﺰات و ﻣﻮاد ﻣﻌﺪﻧﻲ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﻧﻴﺰ اﻫﻤﻴﺖ ﻓﺰاﻳﻨﺪهاى ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﮔﺴﺘﺮش ﺧﻮدروﻫﺎى ﺑﺮﻗﻲ، ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﺒﻜﻪﻫﺎى ﺑﺮق و ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ذﺧﻴﺮهﺳﺎزى اﻧﺮژى، ﭘﺮﺳﺶ ﺗﺎزهاى را ﭘﻴﺶ روى ﺟﻬﺎن ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﺳﺖ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﻣﻮاد ﻣﻮردﻧﻴﺎز اﻳﻦ ﺗﺤﻮل را ﺗاﻣﻴﻦ ﻛﺮد، ﺑﻲآﻧﻜﻪ ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎى زﻳﺴﺖﻣﺤﻴﻄﻲ آن ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻳﻲ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺑﺮاى ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﻮد؟ ﭘﺎﺳﺦ، دﺳﺖﻛﻢ ﺑﺨﺸﻲ از آن، ﺷﺎﻳﺪ در ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺷﻴﻮه ﻧﮕﺎه ﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﺪن ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮاى ﺳﺎلﻫﺎ، اﺳﺘﺨﺮاج ﻣﻮاد ﻣﻌﺪﻧﻲ ﺑﻪ روشﻫﺎﻳﻲ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮد ﻛﻪ در ﺑﺴﻴﺎرى ﻣﻮارد ﺑﻪ ﺣﺮارت ﺑﺎﻻ، ﻣﺼﺮف ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻪ اﻧﺮژى و ﺗﻮﻟﻴﺪ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪ ﻧﻴﺎز داﺷﺘﻨﺪ. اﻣﺎ اﻛﻨﻮن ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان ﻣﻲﻛﻮﺷﻨﺪ از دل ﻫﻤﻴﻦ ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎى ﻗﺪﻳﻤﻲ، راهﻫﺎﻳﻲ ﺗﺎزه ﺑﺮاى ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪ و اﺗﻼف ﻣﻨﺎﺑﻊ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﻨﺪ.
اﺳﺘﺨﺮاج ﻟﻴﺘﻴﻮم از ﺳﻨﮓ اﺳﭙﻮدوﻣﻦ ﻧﻤﻮﻧﻪاى ﮔﻮﻳﺎﺳﺖ. اﻳﻦ ﺳﻨﮓ ﻳﻜﻲ از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻬﻢ ﻟﻴﺘﻴﻮم، ﻓﻠﺰى ﺿﺮورى ﺑﺮاى ﺑﺴﻴﺎرى از ﺑﺎﺗﺮىﻫﺎى اﻣﺮوزى، ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﻲرود. در روشﻫﺎى ﻣﺘﺪاول، ﺳﻨﮓ ﺑﺎﻳﺪ در دﻣﺎﻫﺎﻳﻲ ﺑﻴﺶ از ﻫﺰار درﺟﻪ ﺳﺎﻧﺘﻲﮔﺮاد ﺣﺮارت ﺑﺒﻴﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺮاى ﻣﺮاﺣﻞ ﺑﻌﺪى ﻓﺮآورى آﻣﺎده ﺷﻮد؛ ﻣﺴﻴﺮى ﻛﻪ اﻧﺮژى زﻳﺎدى ﻣﻲﻃﻠﺒﺪ و ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎر زﻳﺴﺖﻣﺤﻴﻄﻲ ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻬﻲ ﺑﺮ ﺟﺎى ﺑﮕﺬارد. در ﻣﻘﺎﺑﻞ، روﺷﻲ ﺗﺎزه ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺳﺖ اﺳﺘﺨﺮاج ﻟﻴﺘﻴﻮم را در دﻣﺎى ﻛﻤﺘﺮ از ﺻﺪ درﺟﻪ ﺳﺎﻧﺘﻲﮔﺮاد اﻣﻜﺎنﭘﺬﻳﺮ ﻛﻨﺪ. در اﻳﻦ ﻓﺮآﻳﻨﺪ، ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻣﺤﺼﻮل ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاى ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺑﺎﺗﺮى، ﻣﻮادى ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﻴﻠﻴﻜﺎ و آﻟﻮﻣﻴﻨﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﻲآﻳﻨﺪ و ﻣﺎده ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده، ﭘﺲ از ﻓﺮآورى، ﺑﺎزﻳﺎﺑﻲ و دوﺑﺎره ﻣﺼﺮف ﻣﻲﺷﻮد. ﺑﺮآوردﻫﺎى اﻗﺘﺼﺎدى اﻳﻦ روش از اﻣﻜﺎن ﻛﺎﻫﺶ ﺑﻴﺶ از ٤٠ درﺻﺪى ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻟﻴﺘﻴﻮم از اﻳﻦ ﻣﻨﺒﻊ ﺣﻜﺎﻳﺖ دارﻧﺪ.
اﻫﻤﻴﺖ ﭼﻨﻴﻦ دﺳﺘﺎوردى ﻓﻘﻂ در ارزانﺗﺮ ﺷﺪن یک ﻓﻠﺰ ﺧﻼﺻﻪ ﻧﻤﻲﺷﻮد. مساله اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ آﻳﺎ ﻣﻲﺗﻮان از ﻣﻨﺎﺑﻌﻲ ﻛﻪ در اﺧﺘﻴﺎر دارﻳﻢ، ﺑﺎ اﻧﺮژى ﻛﻤﺘﺮ و اﺗﻼف ﻣﺤﺪودﺗﺮ، ﺑﻬﺮه ﺑﻴﺸﺘﺮى ﮔﺮﻓﺖ؟ اﮔﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺨﺸﻲ از ﻓﺸﺎر ﺑﺮاى ﮔﺴﺘﺮش ﺑﻲوﻗﻔﻪ ﻣﻌﺪنﻛﺎرى ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﺑﺪ. اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻴﺎن ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ یک روش در آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎه و ﻛﺎرﺑﺮد ﮔﺴﺘﺮده آن در ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺎﺻﻠﻪ وﺟﻮد دارد. ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺗﺠﻬﻴﺰات، ﺑﺎزﻳﺎﺑﻲ ﻣﻮاد ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ، ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺤﺼﻮل و ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎى زﻳﺴﺖﻣﺤﻴﻄﻲ ﺑﺎﻳﺪ در ﻣﻘﻴﺎس واﻗﻌﻲ ﻧﻴﺰ ﺑﺮرﺳﻲ ﺷﻮﻧﺪ. ﺑﺎاﻳﻦﺣﺎل، ﻫﻤﻴﻦ ﺗﻼشﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ ﻛﻪ آﻳﻨﺪه ﻣﻌﺪنﻛﺎرى اﻟﺰاما در ﺣﻔﺮ ﮔﻮدالﻫﺎى ﺑﺰرگﺗﺮ و اﺳﺘﺨﺮاج ﺳﻨﮓ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺧﻼﺻﻪ ﻧﻤﻲﺷﻮد؛ ﮔﺎﻫﻲ راه ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ، ﻳﺎﻓﺘﻦ روﺷﻲ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪاﻧﻪﺗﺮ ﺑﺮاى ﻛﺎر ﺑﺎ ﻫﻤﺎن ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮﺟﻮد اﺳﺖ.
در ﻛﻨﺎر اﻳﻦ روﻳﻜﺮد، اﻳﺪه دﻳﮕﺮى ﻧﻴﺰ در ﺣﺎل ﺑﺮرﺳﻲ اﺳﺖ: اﺳﺘﺨﺮاج ﻓﻠﺰات از دل ﺗﻮدهﻫﺎى ﺳﻨﮕﻲ، ﺑﻲآﻧﻜﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﻨﮓ ﻣﻌﺪن از زﻣﻴﻦ ﺧﺎرج ﺷﻮد. در روشﻫﺎى ﻣﻮﺳﻮم ﺑﻪ اﺳﺘﺨﺮاج درﺟﺎ، ﻣﺤﻠﻮلﻫﺎى وﻳﮋه از ﻣﻴﺎن ﺑﺨﺶﻫﺎى ﻣﻌﺪﻧﻲ زﻳﺮﺳﻄﺢ ﻋﺒﻮر ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، ﻓﻠﺰ ﻫﺪف را در ﺧﻮد ﺣﻞ ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﺳﭙﺲ ﺑﺮاى ﺑﺎزﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﺑﺎزﻣﻲﮔﺮدد. در ﺑﺮﺧﻲ ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎ ﻧﻴﺰ از ﻣﻴﺪانﻫﺎى اﻟﻜﺘﺮﻳﻜﻲ ﺑﺮاى کمک ﺑﻪ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﺤﻠﻮل و اﺳﺘﺨﺮاج ﻣﺲ از ﺳﻨﮓﻫﺎى ﻛﻢﻧﻔﻮذﭘﺬﻳﺮ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﭼﻨﻴﻦ روشﻫﺎﻳﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ در ﺷﺮاﻳﻂ ﻣﻨﺎﺳﺐ، ﺟﺎﺑﻪﺟﺎﻳﻲ ﺳﻨﮓ و ﺗﺨﺮﻳﺐ ﺳﻄﺢ زﻣﻴﻦ را ﻛﺎﻫﺶ دﻫﻨﺪ و اﻣﻜﺎن دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﻲ ذﺧﺎﻳﺮ دﺷﻮار را ﻓﺮاﻫﻢ ﻛﻨﻨﺪ. ﺣﺮﻛﺖ ﻣﺤﻠﻮلﻫﺎ در زﻳﺮﺳﻄﺢ، اﺣﺘﻤﺎل آﻟﻮدﮔﻲ آبﻫﺎى زﻳﺮزﻣﻴﻨﻲ و دﺷﻮارى ﺑﺎزﻳﺎﺑﻲ ﻛﺎﻣﻞ ﻓﻠﺰات، از ﺟﻤﻠﻪ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮ آنها ﻏﻠﺒﻪ ﻛﺮد. ﻫﻴﭻ ﻓﻨﺎورى ﺗﺎزهاى ﺻﺮﻓﺎ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻧﻮ ﺑﻮدن، اﻟﺰاﻣا ﭘﺎکﺗﺮ ﻳﺎ اﻗﺘﺼﺎدىﺗﺮ ﻧﻴﺴﺖ. ارزش واﻗﻌﻲ آن زﻣﺎﻧﻲ آﺷﻜﺎر ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ در ﻋﻤﻞ، ﺑﺎ ﺣﻔﻆ ﻣﻨﺎﺑﻊ آب و ﺧﺎک، آﺳﻴﺐ ﻛﻤﺘﺮى ﺑﺮ ﺟﺎى ﺑﮕﺬارد.
در اﻳﻦ ﻣﻴﺎن، ﺑﺎزﻳﺎﻓﺖ ﻧﻴﺰ ﻧﻘﺸﻲ ﺗﻌﻴﻴﻦﻛﻨﻨﺪه دارد. ﺑﺎﺗﺮىﻫﺎى ﻓﺮﺳﻮده، ﺗﺠﻬﻴﺰات اﻟﻜﺘﺮونیک و ﻣﺎﺷﻴﻦآﻻت ازﻛﺎراﻓﺘﺎده را ﻣﻲﺗﻮان ﻧﻪ ﭘﺎﻳﺎن ﻋﻤﺮ ﻣﻮاد، ﺑﻠﻜﻪ آﻏﺎز ﭼﺮﺧﻪاى ﺗﺎزه داﻧﺴﺖ. ﺑﺎزﻳﺎﺑﻲ ﻓﻠﺰات، اﻓﺰاﻳﺶ ﻋﻤﺮ ﺗﺠﻬﻴﺰات و ﻃﺮاﺣﻲ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻮاد اوﻟﻴﻪ ﻛﻤﺘﺮى ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ، ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺨﺸﻲ از ﻓﺸﺎر ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﻴﻌﻲ را ﻛﻢ ﻛﻨﻨﺪ. ﺑﺎ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ، ﺑﺎزﻳﺎﻓﺖ ﺑﻪﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﭘﺎﺳﺦﮔﻮى ﺗﻤﺎم ﻧﻴﺎزﻫﺎى ﺟﻬﺎن ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد؛ ﺑﻪوﻳﮋه زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ اﻧﺮژى ﭘﺎک و زﻳﺮﺳﺎﺧﺖﻫﺎى ﺑﺮﻗﻲ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﮔﺴﺘﺮش ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ. آﻳﻨﺪه ﭘﺎﻳﺪار، ﺑﻴﺶ از ﻫﺮ ﭼﻴﺰ، ﺑﻪ ﺗﺮﻛﻴﺒﻲ ﺳﻨﺠﻴﺪه از اﺳﺘﺨﺮاج ﻣﺴوﻮﻻﻧﻪ، ﻓﺮآورى ﻛﻢﻣﺼﺮف، ﺑﺎزﻳﺎﻓﺖ و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ درﺳﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻧﻴﺎز دارد.
گذار انرژی را نمیتوان حرکتی ساده از جهان آلوده امروز به آیندهای عاری از نقص و آسیب تصور کرد. این گذار، فرآیندی پیچیده برای کاهش پیامدهای زیستمحیطی است که موفقیت آن نهتنها به تعداد پنلهای خورشیدی نصبشده و توربینهای بادی برپاشده، بلکه به چگونگی تامین مواد اولیه و نحوه بهرهبرداری از منابع طبیعی نیز وابسته است. انرژی پاک به معنای انرژی بدون اثرات زیستمحیطی نیست؛ بلکه هدف آن باید یافتن راهکارهایی باشد که با تحمیل هزینه کمتر به محیطزیست، نیازهای انسان را تامین کنند.
بخشی از آینده انرژی در نیروگاههای بزرگ و مزارع خورشیدی رقم خواهد خورد، اما بخش دیگری از آن در آزمایشگاههایی شکل میگیرد که روشهای نوین استخراج را توسعه میدهند، در معادنی که با رعایت ملاحظات زیستمحیطی اداره میشوند و در کارخانههایی که با بازیافت مواد ارزشمند، آنها را دوباره به چرخه تولید بازمیگردانند. کاهش آلودگی هوا زمانی نشانهای از پیشرفت واقعی خواهد بود که با کاهش هزینههای زیستمحیطی در سایر مراحل تولید انرژی نیز همراه شود. آیندهای روشنتر در حوزه انرژی، زمانی تحقق مییابد که در کنار بهبود شرایط زیستمحیطی، آثار آن بر منابع و بسترهای طبیعی زمین نیز مورد توجه قرار گیرد.
* ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮ ﻋﻠﻮم زﻣﻴﻦ