رهاشدگی تولید در گروه ملی فولاد اهواز/ مزایای مزدی کارگران آب رفت

قصه «گروه ملی صنعتی فولاد ایران» در اهواز، قصه کارخانهای است که سالهاست زیر بار بیتفاوتی مالکانش نفسش به شماره افتاده است.
قصه «گروه ملی صنعتی فولاد ایران» در اهواز، قصه کارخانهای است که سالهاست زیر بار بیتفاوتی مالکانش نفسش به شماره افتاده است. برخلاف آنچه در توجیهات رسمی به کمبود مقطعی مواد اولیه گره زده میشود، بحران در این قطب صنعتی قدیمی خوزستان نه یک اتفاقِ چندماهه است و نه صرفاً ناشی از کمبود؛ بلکه ریشه در این واقعیت دارد که مالکان و مدیران شرکت، معمولاً دغدغهای برای احیای خطوط و سرپا نگه داشتن تولید ندارند. همین رهاشدگی و نگاه غیرتولیدی باعث شده تا چرخ کارخانه، سالها در رکودی فرسایشی قفل بماند و تاوان این بیتدبیریها مستقیماً از سفره کارگران برداشته شود.
وقتی عزمی برای تولید نیست، نتیجه طبیعی آن برای بیش از سه هزار کارگر این مجتمع، زندگی در چرخهای بیپایان از «حقوقهای معوقه» است. در گروه ملی فولاد، عقب افتادن چندماهه دستمزدها به یک روال عادی تبدیل شده و کارگران همیشه بایدبرای دریافت حقوق پایه خود منتظر بمانند. از سوی دیگر، در کارخانهای که بخش مهمی از دریافتی کارگران به پاداش و فوقالعاده تولید گره خورده، خوابیدن خط تولید به معنای سقوط آزاددریافتی کارگران است. حالا در کنار این زخم قدیمی، کارگران شاهد آن هستند که امکانات اولیه رفاهی و ایمنیشان هم یکییکی حذف میشود.
یکی از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در گفتوگو با خبرنگار، تصویر روشنی از روزگار این روزهای کارخانه میدهد؛ از حقوقهایی که همیشه با تاخیر میرسد تا مزایای که هر روز آب میرود.
تاخیر در پرداخت دستمزدها، حذف حق تولید و قطع وعده غذایی
این کارگر گروه ملی فولاد درباره وضعیت معوقات مزدی و تاثیر توقف تولید بر سفره کارگران میگوید: «مشکل تاخیر در پرداخت حقوق به یک رویه دائمی تبدیل شده است؛ همین حقوق شهریورماه را تازه در روز دوم آبان به حساب ما واریز کردند و هنوز هم از پرداخت حقوق مهرماه هیچ خبری نیست. از طرفی بخش بزرگی از دریافتی کارگران گروه ملی به پاداش و مزایای تولید وابسته است که با خوابیدن خط تولید، عملاً این بخش هم حذف شده است. الان کار به جایی رسیده که حتی وعده غذایی کارگران را هم قطع کردهاند. البته بچهها خیلی به بحث غذا اعتراضی نکردند؛ چراکه پیش از این هم غذای باکیفیتی توزیع نمیشد که بتوان روی آن حساب کرد. اما واقعیت این است که وقتی خط تولید فعال باشد و کارگر پای کوره و دستگاه کار کند، کارفرما مجبور است غذا بدهد، چون کارگر با شکم خالی نمیتواند کار سنگین انجام دهد. اما حالا در کنار عقب افتادن حقوق و حذف مزایا، همین امکانات اولیه را هم یکییکی بریدهاند.»
وی در ادامه به وضعیت تجهیزات ایمنی اشاره کرده و میافزاید: «مدت زیادی است که حتی لباس کار و کفش ایمنی هم به پرسنل ندادهاند. تنها به بخشی از نیروهای پیمانکاری لباس دادهاند، اما به سایر کارگران نه لباس کار تحویل دادهاند و نه کفش ایمنی. با این حال، حرف همه بچهها این است که ما با وجود تمام فشارهای معیشتی و تاخیر در پرداخت حقوق، این کمبودها را تحمل میکنیم به شرطی که چرخ تولید بچرخد و دستمزد و حق تولید کارگر به موقع پرداخت شود؛ اما مشکل اینجاست که از یکسو امکانات و مزایا را کم میکنند و از سوی دیگر، خبری از رونق تولید و پرداخت بهموقع مطالبات نیست.»
توقف جذب نیروی کارگری در مقابل تداوم استخدامهای سفارشی
این کارگر درباره وضعیت امنیت شغلی و تغییرات نیروی انسانی در ماههای اخیر توضیح میدهد: «در این مدت اخراج دستهجمعی به آن معنای مرسوم نداشتهایم، اما در بخشهایی مثل ترابری، تعداد رانندههای ماشینآلات سنگین را کم کردهاند. در مقابل، جذب نیروی کارگری کاملاً متوقف شده و هیچ کارگر جدیدی در خطوط تولید استخدام نمیشود.»
او در پایان با انتقاد از رویه جذب نیروهای غیرتخصصی در این مجتمع صنعتی تاکید میکند: «جذب کارگر کاملاً قفل شده است، مگر همان استخدامهای سفارشی مسئولان که همیشه بوده و هنوز هم ادامه دارد. حرف ما این است که حتی اگر این کارها را هم میکنند، لااقل فکری به حال راهاندازی خطوط تولید و پرداخت بهموقع حقوق کارگران بکنند؛ اما متاسفانه تمام این اتفاقات در حالی رخ میدهد که تولید به شکل نیمبند و مقطعی وجود دارد.»