هدهد ویژن

نشر ایران در پیچ تاریخی

منتشرشده: · اقتصاد

نشر ایران در پیچ تاریخی

روزنامه آگاه نوشت: صنعت نشر جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۷.۷ میلیارد دلار ارزش داشت و پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۶ به ۱۰۰.۵ میلیارد دلار برسد، رشدی آرام با نرخ سالانه ۲.۸ درصد. اما این آرامش سطحی، پویایی درونی آن را پنهان می‌کند.

روزنامه آگاه نوشت: صنعت نشر جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۷.۷ میلیارد دلار ارزش داشت و پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۶ به ۱۰۰.۵ میلیارد دلار برسد، رشدی آرام با نرخ سالانه ۲.۸ درصد. اما این آرامش سطحی، پویایی درونی آن را پنهان می‌کند. بازار کتاب صوتی با ارزش ۷.۸۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ و نرخ رشد سالانه ۱۰.۵۸ درصد تا سال ۲۰۳۱ به ۱۴.۳۴ میلیارد دلار می‌رسد، بازاری که به‌طور کلی بیش از سه برابر سرعت رشد بازار کتاب دارد. این شکاف نرخ رشد، معنایی جز جابه‌جایی تدریجی مرکز ثقل اقتصاد نشر از «محتوای چاپی» به «محتوای صوتی قابل ‌مصرف در حین حرکت» ندارد.

زیرساخت این جابه‌جایی، پلتفرم است. استوری‌تل (StoryTell) در سال ۲۰۲۵ با ۲.۶۷ میلیون مشترک پرداخت‌کننده، درآمد ۴.۰۲۳ میلیارد کرون سوئدی (حدود ۴۳۰ میلیون دلار) ثبت کرد و رشد درآمد پخش جریانی آن به ۱۰ درصد رسید. اسپاتیفای (Spotify)، که از سال ۲۰۲۵ کتاب صوتی را به اشتراک پرمیوم خود افزود، اکنون یک‌چهارم مشترکان خود را به شنوندگان محتوای بلند تبدیل کرده و سرویس «Audiobooks+» آن از یک میلیون مشترک و درآمد سالانه تکرارشونده ۱۰۰ میلیون دلار عبور کرده است. آمازون با کیندل (kindle) و آدیبل (Audible) در بیش از ۱۸۰ کشور محتوا توزیع می‌کند. امروز رقابت دیگر میان ناشران کشورها نیست، رقابت میان پلتفرم‌هایی است که داده رفتاری کاربر را در اختیار دارند و می‌توانند فرم محتوا، قیمت‌گذاری و حتی انتخاب ژانر را بر اساس آن شکل دهند.

در ادامه هوش مصنوعی نیز این چرخه را تشدید کرده است. تولید کتاب صوتی با صدای سنتز شده از صدای انسان، هزینه ضبط را تا ۸۰ درصد کاهش داده و آدیبل بیش از ۴۰ هزار عنوان با روایت هوش مصنوعی منتشر کرده است. استوری‌تل از سال ۲۰۲۵ صداهای راوی تولیدشده با هوش مصنوعی را عرضه کرده و ترجمه خودکار کتاب صوتی را نیز آغاز کرده است. این تحول، نه یک «امکانات جدید»، بلکه تغییر معادله هزینه‌فایده در تولید محتواست، عناوینی که پیشتر تولید صوتی‌شان توجیه اقتصادی نداشت، اکنون قابل تبدیل به محصول هستند. پیامد این تغییر برای بازارهایی مانند ایران - که با محدودیت منابع و هزینه بالای تولید مواجه‌اند - این است که دیر یا زود، معیار رقابت از «توان تولید» به «توان انتخاب و بازاریابی» منتقل می‌شود.

شکاف اول: اقتصاد کاغذ در حال فروپاشی است

آمارهای بهار ۱۴۰۵ تصویری از یک چرخه معیوب ارائه می‌دهد. تعداد عناوین منتشرشده کتاب هفت درصد رشد کرده و به ۲۸,۲۰۷ عنوان رسیده، اما میانگین شمارگان به ۶۸۵ نسخه سقوط کرده است - ۲۱ درصد کاهش نسبت به سال قبل - و میانگین قیمت کتاب ۵۰ درصد رشد داشته است. به بیان دیگر، صنعت، «کتاب بیشتری» تولید می‌کند، اما هر کتاب با «شمارگان کمتری» به بازار می‌رسد و مخاطب باید «پول بیشتری» بپردازد. این ترکیب، نشانه رونق نیست، بلکه نشانه کوچک ‌شدن تدریجی بازار مصرف است. در برخی عناوین، تیراژ به ۲۰۰ تا ۳۰۰ نسخه رسیده - رقمی که برای کشوری با حدود ۹۰ میلیون نفر، نه یک «تیراژ»، بلکه یک «سفارش محدود» است. برخی ناشران حتی به چاپ دیجیتال با تیراژ ۵۰ نسخه روی آورده‌اند.

ریشه این وضعیت، جهش هزینه‌های تولید است. قیمت یک بند کاغذ تحریر ۷۰ گرمی در قطع ۷۰×۱۰۰ که در آذر ۱۴۰۴ حدود ۲.۵ میلیون تومان بود، در خرداد ۱۴۰۵ به ۵.۶ میلیون و در مهر به حدود ۹ میلیون تومان رسید؛ نزدیک به چهار برابر در کمتر از یک سال. زینک با کمبود و گرانی مواجه است و مرکب و مقوا نیز در همین مدار افزایشی قرار دارند. ناشر میان دو گزینه دشوار گیر کرده است، افزایش قیمت و از دست دادن مخاطب، یا پذیرش حاشیه سود ناچیز و ریسک نقدینگی. یکی از ناشران این معادله را چنین توصیف می‌کند: «اگر امروز سه وانت کتاب بفروشیم، با پول آن تنها می‌توانیم یک وانت کتاب چاپ کنیم.»

شکاف دوم: زیرساخت دیجیتال در انسداد حقوقی و فنی

نشر دیجیتال در ایران نه به دلیل بی‌میلی مخاطب، بلکه به دلیل انسداد ساختاری عقب مانده است. تخمین زده می‌شود حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد خواندن ایرانیان در قالب دیجیتال انجام می‌شود، اما این بخش تنها حدود هفت درصد از کل درآمد فروش کتاب را تشکیل می‌دهد. سالانه حدود ۱۲ میلیون ایرانی کتاب الکترونیک می‌خوانند، اما تنها حدود ۲.۵ میلیون نفر - یعنی حدود ۲۰ درصد - کتاب‌های خود را از طریق پلتفرم‌های قانونی تهیه می‌کنند، اکثریت قاطع مخاطبان به کانال‌های غیررسمی مانند شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های تلگرامی وابسته‌اند. این یعنی تقاضا وجود دارد، اما اقتصاد عرضه قانونی شکل نگرفته است.

ریشه این انسداد، سه‌لایه است. نخست، خلا حقوقی: ایران عضو کنوانسیون برن و معاهده کپی‌رایت سازمان جهانی مالکیت فکری نیست و در سازمان تجارت جهانی نیز عضویت ندارد، در نتیجه، آثار خارجی به‌طور خودکار در ایران حمایت نمی‌شوند و اجرای حقوق داخلی نیز ضعیف است. قانون حمایت از حقوق مولفان مصوب ۱۳۴۸ به‌صراحت درباره فروش فایل‌های الکترونیکی سخنی نگفته و انتشار دیجیتال در خلا قانونی قرار دارد. دوم، انسداد فنی: تحریم‌های بین‌المللی دسترسی به بسیاری از فناوری‌ها و خدمات نشر دیجیتال را قطع کرده است. پلتفرم‌های جهانی مانند آمازون کیندل و گوگل بوکس (Books) در ایران فعالیت نمی‌کنند و سیستم‌های پیشرفته مدیریت حقوق دیجیتال (DRM) مانند گوگل وایدواین (Widevine) و اپل فیرپلی (Fairplay) در دسترس نیستند. سوم، فرهنگ مصرف رایگان: سال‌ها دسترسی آسان به پی‌دی‌اف‌های غیرقانونی و کتاب‌های اسکن‌شده، انتظار «محتوای بدون هزینه» را در خواننده ایرانی نهادینه کرده و رقابت پلتفرم‌های قانونی را دشوار ساخته است.

شکاف سوم: تقاضای صوتی رشد می‌کند؛ عرضه عقب می‌ماند

در این میان، یک نشانه امیدوارکننده اما متناقض وجود دارد. در گزارش سال ۱۴۰۴ پلتفرم فیدیبو، از هر ۱۰۰ نسخه کتاب فروخته‌شده، ۳۸ نسخه صوتی بوده است، ۴۷۱,۷۶۰ نسخه صوتی در برابر ۷۷۸,۹۱۰ نسخه متنی. این نسبت نشان می‌دهد شنیدن کتاب برای مشتریان بزرگ‌ترین پلتفرم کتاب دیجیتال ایران، رفتاری حاشیه‌ای نیست. اما در همان سال، تعداد عناوین صوتی تازه منتشرشده در فیدیبو با افت ۱۳.۷ درصدی به ۱,۸۴۵ عنوان رسید، در حالی که عناوین متنی تازه ۲۰.۳ درصد رشد کرد و به ۷,۹۵۶ عنوان رسید. تقاضا برای کتاب صوتی در حال رشد است، اما عرضه در حال عقب‌نشینی. دلیل این تناقض، اقتصاد تولید صوتی است، ضبط استودیویی، هماهنگی عوامل، ویرایش و کنترل کیفیت، زمان و هزینه‌ای را طلب می‌کند که ناشران کمی از عهده آن برمی‌آیند.

چرا راه‌حل‌های «تولیدی» کافی نیست

سیاست‌گذاری نشر در ایران معمولا بر محور «تولید بیشتر» یا «حمایت از چاپ» می‌چرخد. اما داده‌ها نشان می‌دهد مسئله در حلقه تولید نیست، بلکه در حلقه اتصال است. شمارگان متوسط ۶۸۵ نسخه‌ای نه به این دلیل است که ناشران «کم‌کار» شده‌اند، بلکه به این دلیل است که کانال‌های توزیع و کشف کتاب در برابر رقابت محتوای دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی کارایی خود را از دست داده‌اند. افزایش عناوین نیز نه نشانه رونق، بلکه نشانه پراکندگی بیشتر در بازاری است که توان جذب آن محدود شده است.

دومین نکته تحلیلی این است که مسئله ایران صرفا «عقب‌ماندگی فناورانه» نیست، بلکه یک بخش مهمی از انسداد، ساختاری و حقوقی است. بدون اصلاح چارچوب حق مولف و ایجاد سازوکارهای اجرایی برای آن، هیچ پلتفرم قانونی نمی‌تواند با کانال‌های غیررسمی رقابت کند. سرمایه‌گذاری در فناوری بدون حل مسئله حقوقی، به بازتولید همان چرخه «تولید محتوا، توزیع غیررسمی، عدم بازگشت سرمایه» منجر می‌شود. سومین نکته، پارادوکس صوتی است. رشد سهم فروش صوتی در فیدیبو نشان می‌دهد مخاطب ایرانی آماده پذیرش فرم‌های جدید است. اما کاهش عناوین صوتی تازه نشان می‌دهد مدل کسب‌وکار فعلی - ضبط استودیویی با گویندگان حرفه‌ای - برای مقیاس‌پذیری کافی نیست. هوش مصنوعی در اینجا نه یک «ابزار لوکس»، بلکه یک ابزار رفع گلوگاه است، کاهش هزینه تولید صوتی می‌تواند عناوینی را که پیشتر تولید صوتی‌شان توجیه نداشت، وارد بازار کند. تجربه جهانی نشان می‌دهد که این مسیر عملی است، اما پرسش در ایران این است که آیا چارچوب حقوقی و مقرراتی برای استفاده از آن وجود دارد یا نه.

مسیرهای برون‌رفت مبتنی بر رفع انسداد؛ نه افزایش تولید

اول، اصلاح چارچوب حق مولف دیجیتال به‌عنوان پیش‌شرط، نه یک «پروژه جانبی». قانون ۱۳۴۸ نمی‌تواند مبنای اقتصاد نشر دیجیتال باشد. تدوین یک چارچوب مشخص برای حمایت از آثار دیجیتال، تعریف حق تکثیر و توزیع در محیط آنلاین و ایجاد سازوکار اجرایی سریع و کم‌هزینه، پیش‌شرط هر سرمایه‌گذاری پایدار در این حوزه است. بدون این لایه، حتی بهترین پلتفرم نیز در برابر کانال‌های غیررسمی آسیب‌پذیر می‌ماند. تجربه ویتنام نشان می‌دهد که پراکندگی و نبود استاندارد فراداده‌ای مشترک، حتی با وجود سرمایه‌گذاری قابل توجه، مانع شکل‌گیری بازار پایدار می‌شود، اما تجربه ایران یک لایه عمیق‌تر دارد: خلا حقوقی، خود مانع اصلی است.

دوم، حرکت از «تولید انبوه عناوین» به «مدیریت اکوسیستم کشف.» داده‌های جهانی نشان می‌دهد که بوک‌تاک (BookTalk) و شبکه‌های اجتماعی به کانال اصلی کشف کتاب برای نسل جوان تبدیل شده‌اند. ایران در این فضا تقریبا غایب است. نمایشگاه مجازی کتاب، اگرچه گردش مالی مقطعی ایجاد می‌کند، الگوی مصرف را به «خرید فصلی و مناسبتی» سوق داده و شبکه توزیع طبیعی را تضعیف کرده است. بازتعریف نمایشگاه از یک «رویداد فروش» به یک پلتفرم دائمی کشف و معرفی با محتوای ویدئویی و تعاملی، می‌تواند این شکاف را پر کند - اما مشروط به آنکه ناشران و نهادهای صنفی، نقش «تولیدکننده محتوا» را بپذیرند، نه صرفا «عرضه‌کننده کتاب.»

سوم، استفاده هدفمند از هوش مصنوعی برای رفع گلوگاه صوتی. با توجه به کاهش عناوین صوتی تازه و رشد تقاضا، اولویت باید تولید صوتی با صدای سنتزی برای عناوینی باشد که تیراژ صوتی با صدای انسانی را توجیه نمی‌کنند؛ به‌ویژه در ژانرهای غیرداستانی، آموزشی و کودک. تجربه آدیبل و استوری‌تل نشان می‌دهد که این مسیر از نظر فنی بالغ شده است. اما همزمان، سیاست‌گذاری روشن درباره حقوق گویندگان، ناشران و مولفان در آثار تولیدشده با هوش مصنوعی ضروری است، در غیر این صورت، صرفه‌جویی هزینه به منازعه حقوقی و بی‌ثباتی بازار تبدیل می‌شود.

چهارم، مسیر عملی شده در بازار جهانی: تجمیع‌کننده‌ها به‌جای رویای حضور مستقیم. ناشران ایرانی نمی‌توانند به‌سادگی در آمازون کیندل یا گوگل بوکس حضور مستقیم داشته باشند. اما پلتفرم‌های تجمیع‌کننده مانند Draft۲Digital و PublishDrive امکان توزیع به ده‌ها فروشگاه و کتابخانه را از یک داشبورد فراهم می‌کنند. برای آمازون، انتشار مستقیم از طریق KDP در بازه قیمتی ۲.۹۹ تا ۹.۹۹ دلار سهم ۷۰ درصدی دارد، در حالی که تجمیع‌کننده‌ها دسترسی محدودی به آمازون دارند. راهبرد بهینه، ترکیبی است: انتشار مستقیم در پلتفرم‌هایی که امکان پرداخت بین‌المللی فراهم است و استفاده از تجمیع‌کننده‌ها برای سایر بازارها. این مسیر، نه یک «راه‌حل جادویی»، بلکه یک حداقل دسترسی است که بدون آن، نشر ایران در بازار جهانی عملاً نامرئی می‌ماند.

سخن آخر

نشر ایران در یک پیچ تاریخی قرار دارد، اما نه پیچی که با «تولید بیشتر» یا «حمایت مالی مقطعی» طی شود. داده‌ها نشان می‌دهد که مسئله در سه سطح همزمان است: اقتصاد کاغذ در حال فروپاشی است، زیرساخت دیجیتال در انسداد حقوقی و فنی گرفتار است و تقاضای مخاطب - به‌ویژه در فرم صوتی - از عرضه نهادی جلو افتاده است. راه برون‌رفت، رفع انسداد است: اصلاح چارچوب حق مولف به‌عنوان پیش‌شرط، بازتعریف نهادهای صنفی از «تولیدکننده» به «مدیر اکوسیستم کشف» و استفاده هدفمند از فناوری برای رفع گلوگاه‌هایی که هزینه تولید را غیراقتصادی کرده‌اند. بدون این سه، آمار عناوین ممکن است رشد کند، اما مخاطب - که تنها معیار واقعی موفقیت نشر است - باز هم کوچک‌تر خواهد شد.

خبرهای مرتبط