حمید رسایی و همفکران او به عنوان «کمپین دائمی» شناخته میشوند
منتشرشده: · ایران

به گفتهٔ برخی تحلیلگران، حمید رسایی و همفکران او بهجای تمرکز بر حل بحرانهای کشور، بر حاشیهسازی، دوقطبیسازی و رقابتهای رسانهای تمرکز دارند. این رفتار به عنوان «کمپین دائمی» توصیف میشود.
به گفتهٔ برخی تحلیلگران، حمید رسایی و همفکران او بهجای تمرکز بر حل بحرانهای کشور، بر حاشیهسازی، دوقطبیسازی و رقابتهای رسانهای تمرکز دارند. این رفتار به عنوان «کمپین دائمی» توصیف میشود.
در این الگو، سیاستمدار حتی پس از ورود به مصدر قدرت، همچنان با منطق یک نامزد انتخاباتی رفتار میکند. هدف اصلی این کنشگری، حفظ بدنه هواداران، ساختن دشمنان فرضی، تولید دوقطبیهای کاذب و آمادهسازی برای رقابتهای آتی است.
به گفتهٔ تحلیلگران، در این روند، اختلافات حقوقی میان دستگاهها به رویارویی ماهوی «حق و باطل» تبدیل میشود؛ یک ایراد مدیریتی ساده به منزله «خیانت» تعبیر میشود؛ اختلافنظر کارشناسی درون مجلس به نزاع هویتی میان «انقلابی و غیرانقلابی» بدل میشود؛ احکام دستگاه قضایی به پروژهای برای «مظلومیتنمایی سیاسی» مبدل میگردد؛ و ابزار نظارتی مجلس بهعنوان ابزاری برای زمینزدن رقیب سیاسی به کار گرفته میشود.
یک نماینده کارآمد معمولاً موضوعی را برمیگزیند که قابلیت حل چالشهای کشور را داشته باشد، داده جمعآوری کند، پیشنهاد راهبردی ارائه دهد و نتیجه را پیگیری کند. در مقابل، سیاستمدارِ پیرو الگوی کمپینی، غالباً موضوعی را برمیگزیند که قابلیت شخصیسازی بالا، ساختن دشمن ملموس و تولید کلیپهای کوتاه و تیترهای زرد را داشته باشد.
به عنوان نمونه، اختلاف پیرامون انتصاب محمدجواد ظریف بهجای بررسی مجاری کمیسیون امنیت ملی و دیوان عدالت اداری، به تذکرهای علنی، کشمکش با هیئترئیسه و تولید دوگانه کاذب سیاسی تبدیل شد. در این روند، اختلافات نهادی و ساختاری به نزاع شخصیمحور تبدیل میشود؛ بهعنوان مثال، اگر در فرآیند انتخابات هیئترئیسه مجلس خطایی رخ دهد، مسئله بهسرعت به اتهام شخصی علیه محمدباقر قالیباف تبدیل میشود.
این شخصیسازی منازعات، مسئله پیچیده را به قصه ساده و سیاه و سفید تبدیل میکند و برای هواداران، یک چهره دشمن مشخص میسازد. اما برای حکمرانی، این استراتژی زیانبار است؛ زیرا وقتی یک مسئله شخصی شد، حتی اگر راهحل قانونی پیدا شود، منازعه متوقف نخواهد شد و سیاستمدار کمپینی به استمرار تنش نیاز دارد.