جایزه ادبی جلال آلاحمد؛ از اعتبار ملی تا مرجعیت ادبی جهانی
منتشرشده: · فرهنگ و هنر

همشهریآنلاین- علیالله سلیمی: جایزه ادبی جلال آلاحمد، پس از جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، از مهمترین رویدادهای ملی در حوزه کتاب و ادبیات به شمار میرود که چنین جایگاهی طبیعتاً انتظاراتی فراتر از برگزاری مراسم و معرفی چند…
همشهریآنلاین- علیالله سلیمی: جایزه ادبی جلال آلاحمد، پس از جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، از مهمترین رویدادهای ملی در حوزه کتاب و ادبیات به شمار میرود که چنین جایگاهی طبیعتاً انتظاراتی فراتر از برگزاری مراسم و معرفی چند اثر برگزیده ایجاد میکند. جایزهای با این موقعیت میتواند در جهتدهی به توجه جامعه ادبی، جلب نظر مخاطبان به آثار ارزشمند و معرفی نویسندگان ایرانی نقشی موثر داشته باشد. از همین رو، بحث درباره اعتبار آن را نباید صرفاً به کیفیت انتخابهای هر دوره محدود کرد؛ مسئله، چشماندازی است که این جایزه برای آینده ادبیات ایران ترسیم میکند.
اعتبار یک جایزه چگونه ساخته میشود؟
شکی نیست که آثار برگزیده، نامزدها و حتی ناشران آنها از اعتباری که جایزه ایجاد میکند بهرهمند میشوند. همچنین میانگین هشت تا ده بار چاپ آثار منتخب دورههای گذشته، از تاثیر جایزه بر وضعیت انتشار و فروش این کتابها حکایت دارد. این نکته نشان میدهد که جایزه جلال ظرفیت اثرگذاری بر بازار کتاب را دارد؛ اما اعتبار یک جایزه ادبی تنها با شمارگان، فروش یا میزان بازتاب خبری آن سنجیده نمیشود. اعتماد نویسندگان و منتقدان، کیفیت و انسجام داوریها، توجه مخاطبان و توانایی جایزه در ایجاد گفتوگویی جدی درباره ادبیات هم در شکلگیری این اعتبار سهم دارند. از این منظر، حفظ برند جایزه به معنای حفظ یک نام شناختهشده نیست؛ بلکه به معنای تقویت مجموعهای از اعتمادها و انتظارات است که در طول زمان پیرامون آن شکل میگیرد. این فرایند هم نه با تبلیغات مقطعی، بلکه با استمرار کیفیت، شفافیت معیارها و ارتباط زنده با جامعه ادبی پیش میرود.
جایزهای که از داوری فراتر میرود
یکی از نکات کلیدی که اخیراً ابراهیم حیدری مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران در نخستین جلسه هیات علمی نوزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد، بر آن تاکید کرده، ضرورت پرهیز از معرفی اجباری اثر برگزیده در بخشهایی است که داوران کتابی شایسته دریافت جایزه نمییابند. چنین رویکردی میتواند نشانه جدی گرفتن معیارهای داوری باشد؛ زیرا اعتبار جایزه زمانی حفظ میشود که انتخاب برنده تابع کیفیت آثار باشد، نه الزام به تکمیل فهرست برگزیدگان. با این حال، اعلام نشدن برگزیده نباید پایان گفتوگو باشد. چنین تصمیمی میتواند فرصتی برای بررسی وضعیت آن حوزه، شناسایی کمبودهای پژوهشی و ادبی و یافتن راههایی برای تقویت تولید و نقد آثار فراهم کند. در این میان، توضیح روشن معیارهای داوری و دلایل انتخابها یا انتخاب نکردن یک اثر، به فهم بهتر تصمیمها و تقویت اعتماد جامعه ادبی کمک میکند. در واقع، جایزهای که میخواهد به مرجعیت برسد، تنها نباید درباره کتابها داوری کند؛ باید بتواند زمینهای برای گفتوگو درباره وضعیت ادبیات و مسیرهای پیش روی آن هم فراهم آورد.
از اعتبار ملی تا امکان معرفی جهانی
اما یکی از افقهای مهم پیش روی جایزه جلال، فراتر رفتن از مرزهای زبان فارسی است. آیا این جایزه میتواند به معیاری برای شناسایی و معرفی آثاری تبدیل شود که قابلیت ترجمه و انتشار در بازارهای جهانی را دارند؟ تجربه جوایزی مانند بوکر و نوبل نشان میدهد که شهرت بینالمللی یک جایزه در خلا شکل نمیگیرد. سابقه انتخابها، اعتماد به فرایند داوری، پوشش رسانهای، ارتباط با ناشران و منتقدان و حضور آثار در گردش فرهنگی فرامرزی، همگی در ساختن چنین اعتباری نقش دارند. البته جایزه جلال برای رسیدن به جایگاهی بینالمللی، نیازمند مسیری متناسب با شرایط زبان فارسی، صنعت نشر ایران و امکانات ارتباطی خود است؛ مسیری که باید بهتدریج و با برنامهریزی بلندمدت طی شود. در این زمینه، ترجمه و معرفی آثار برگزیده میتواند نقطه شروعی عملی باشد.
اخیراً پیشنهاد انتشار مجموعهای انگلیسیزبان شامل داستانهایی از آثار برگزیده ادوار مختلف جایزه از سوی مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران داده شده؛ مجموعهای که قرار است برای معرفی ادبیات معاصر ایران در جشنوارهها، نمایشگاههای بینالمللی و به ناشران و آژانسهای ادبی خارجی به کار آید. این اقدام، اگر با برنامهای مستمر و پیگیری حرفهای همراه شود، میتواند گامی در مسیر معرفی ادبیات فارسی باشد. با این حال، انتشار یک مجموعه ترجمهشده بهتنهایی برای ورود آثار ایرانی به بازار جهانی کافی نیست. ناشران خارجی به اطلاعات دقیق درباره کتاب و نویسنده، ترجمهای باکیفیت، امکان ارزیابی اثر، دسترسی به حقوق انتشار و چشمانداز روشن فروش و توزیع نیز نیاز دارند. از این رو، جایزه جلال میتواند در کنار فرایند داوری، سازوکاری برای معرفی بینالمللی آثار منتخب ایجاد کند: تهیه پروندههای حرفهای به زبانهای مختلف، انتشار نمونههای ترجمهشده، ارتباط مستمر با آژانسهای ادبی و ناشران خارجی، حمایت از حضور نویسندگان در رویدادهای بینالمللی و پیگیری قراردادهای ترجمه و انتشار. تحقق چنین برنامهای به همکاری نهادهای فرهنگی، ناشران، مترجمان و فعالان حرفهای نشر بینالملل نیاز دارد.
زیرساختی برای آینده ادبیات ایران
در این مسیر، شاید مهمترین پرسش این نباشد که چرا جایزه جلال هنوز به جایگاهی همسنگ جوایز مشهور جهانی نرسیده است؛ بلکه باید پرسید برای تقویت اعتبار داخلی و گسترش دامنه اثرگذاری آن چه زیرساختهایی لازم است. تلاشهای صورتگرفته برای معرفی آثار ایرانی و برنامههای تازه جایزه میتوانند نقطه اتکایی برای حرکت بعدی باشند، اما تداوم و اثربخشی آنها به وجود سازوکاری منظم و پایدار وابسته است. چنین سازوکاری باید بتواند میان انتخاب ادبی، نقد و گفتوگوی عمومی، معرفی به مخاطبان داخلی و ترجمه و انتشار بینالمللی پیوند برقرار کند. در این صورت، جایزه از رویدادی محدود به زمان اعلام برگزیدگان فراتر میرود و به مسیری برای دیدهشدن آثار و نویسندگان تبدیل میشود؛ مسیری که آثار منتخب را پس از پایان مراسم نیز همراهی میکند.
جایزه جلال برای تبدیل شدن به نمادی ادبی از ایران، نیازی ندارد از همین امروز با بوکر یا نوبل مقایسه شود. مهمتر آن است که بتواند هویت و اعتبار خود را با انتخابهای قابل دفاع، اعتماد جامعه ادبی و برنامهای روشن برای معرفی ادبیات ایران تقویت کند. اگر این مسیر با استمرار و فراهم شدن زیرساختهای لازم دنبال شود، اعتبار ملی جایزه میتواند پشتوانهای برای حضور پررنگتر ادبیات فارسی در جهان باشد. حفظ برند جایزه جلال، در نهایت، نه صرفاً حفظ اعتبار یک رویداد فرهنگی، بلکه فرصتی برای ساختن پلی میان نویسندگان ایرانی و خوانندگانی است که هنوز به زبان فارسی نمیخوانند؛ پلی که ساختن آن از داوری آغاز میشود، اما در همانجا پایان نمییابد.