دورهمیهای کتابخوانی در شهرکتاب در دههٔ گذشته
منتشرشده: · فرهنگ و هنر

در سالهای گذشته، گروهی از دوستان در شهرکتاب نشستهای کتاب برگزار میکردند که در آنها به تبادل نظرات دربارهٔ آثار ادبی و سینما میپرداختند. یکی از اعضا، حمید علیدوستی، علاقهمندی خاصی به جنبههای ادبی و هنری آثار داشت.
در آن سالها، با پشتیبانی مجید شهرابی، مدیر شهرکتاب ابنسینا، ظهرهای جمعه در شهرکتاب نشستهای کتاب برگزار میشد که دوستانه و دلنشین بود و حمید علیدوستی نیز در آن نشستها شرکت میکرد. حمید علاقهمندی زیادی به کتاب، سینما و موسیقی داشت و حضور و صحبتهای او در این دورهمیها بسیار ارزشمند بود. او بهخصوص وقتی کتابی را میخواند که بهخوشی او میآمد، با شور و هیجان دربارهٔ آن صحبت میکرد و دیگران را تشویق میکرد آن را بخوانند. یکی از نویسندگانی که ما بهطور مشترک علاقهمند بودیم، میلان کوندرا بود و ساعتها دربارهٔ آثار او گفتگو میکردیم. من به جنبههای سیاسی و اجتماعی آثار کوندرا توجه میکردم، در حالی که حمید بیشتر به جنبههای ادبی و هنری آنها توجه میکرد. پوریا و من در آن سالها علاقهٔ خاصی به فوتبال نداشتیم، اما مجید و دیگران گاهی دربارهٔ فوتبال بحث میکردند. در سال ۱۳۸۵ یا ۱۳۸۶، حمید مربی تیم سرخپوشان دلوارافزار بود و بهزاد غلامپور دستیار او بود. تیم آنها در شمال ایران مسابقه داشت و حمید مجید را دعوت کرد که برای تماشای مسابقه بیایند. ما به شمال رفتیم و برایمان جالب بود که حمید را روی نیمکت ببینیم؛ چند دقیقه از بازی گذشت، اما باران شدیدی باعث توقف و لغو مسابقه شد، اما زمان کنار هم بودن برایمان خوش گذشت. در این سالها کمتر همدیگر را میدیدیم، اما خاطرههای دورهمیهای ما هنوز زنده و دلنشین هستند. در پایان، به یاد بخشی از گفتوگوی یان ماک ایوان با کوندرا افتادم که در آن به نقش رمان در بیان دیدگاههای انسانی اشاره شد.