بهروز وثوقی مهر ۱۳۵۱: زن من هرکسی باشد، اصلا نباید کار خارج از خانه داشته باشد
منتشرشده: · فرهنگ و هنر

در روزهایی که بهروز وثوقی به یکی از محبوبترین و پرکارترین بازیگران سینمای ایران تبدیل شده بود، مجله «زن روز» در اواخر مهرماه ۱۳۵۱ گفتوگویی مفصل با او انجام داد.
در روزهایی که بهروز وثوقی به یکی از محبوبترین و پرکارترین بازیگران سینمای ایران تبدیل شده بود، مجله «زن روز» در اواخر مهرماه ۱۳۵۱ گفتوگویی مفصل با او انجام داد. وثوقی که در آن زمان ۳۶ سال داشت، در این مصاحبه درباره سالهای نخست فعالیت سینمایی، دستمزدهایش، نقش فیلم «قیصر» در تحول سینمای ایران و همچنین زندگی شخصی و دیدگاههایش درباره ازدواج صحبت کرد.
او در شرح آغاز فعالیت حرفهای خود، از نخستین قراردادش با استودیو «عصر طلایی» و دستمزد دوهزارتومانیاش گفت؛ دورهای که به گفته خودش با حضور در چند فیلم کمفروش و ناموفق همراه بود. وثوقی «هاشمخان» و «خداحافظ تهران» را از فیلمهایی دانست که باعث شناختهشدنش نزد مخاطبان شدند، اما آغاز جدی کارنامه هنری خود را به «بیگانه بیا» ساخته مسعود کیمیایی نسبت داد. او همچنین «قیصر» را نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران توصیف کرد و گفت این فیلم نشان داد که میتوان آثاری متفاوت و جدی ساخت که در عین حال مورد پسند تماشاگران عام نیز قرار بگیرند.
وثوقی در این گفتوگو از دستمزد ۲۰۰ هزارتومانی خود به عنوان بالاترین دستمزد دریافتی یاد کرد و توضیح داد که انتخاب داستان و کارگردان برایش اهمیت بیشتری از پول دارد. او همچنین درباره کمک مالی به خانواده، خرید خانه برای برادرانش و بیاعتناییاش به تجملات صحبت کرد.
با این حال، بخش قابلتوجهی از مصاحبه به دیدگاههای شخصی او درباره عشق، ازدواج و اشتغال زنان اختصاص داشت. وثوقی معتقد بود شرایط حرفه بازیگری، بهویژه حضور در صحنههای عاشقانه، زندگی مشترک را دشوار میکند. او در عین حال تاکید داشت که همسر آیندهاش نباید شاغل باشد و باید تمام وقت خود را به خانه و خانواده اختصاص دهد؛ دیدگاههایی که در جریان مصاحبه با پرسشها و انتقادهای صریح خبرنگار زن روز روبهرو شد. «من به هیچ وجه نمیتوانم قبول کنم که در صحنهای از یک فیلم هنرپیشهای زنم را ببوسد! چرا؟ برای اینکه من وقتی چیزی را، کسی را میخواهم و به دست میآورم، دلم میخواهد که همه آن چیز و همه وجود آن کس مال من باشد و حاضر نیستم در این مورد تخفیف بدهم. اصلا میخواهی راستش را بدانی؟ من حتی دوست ندارم که زنم کار بکند، حتی اگر کار آموزگاری و کارمندی اداره و سکرتری باشد! برای اینکه معتقدم زن من باید بیشتر به من و بچههایمان و خانهمان برسد. این را خوب میدانم که زن من هرکسی باشد، اصلا نباید کار خارج از خانه داشته باشد.»
این بخش از گفتوگوی تاریخی زن روز در شماره ۲۹ مهر ۱۳۵۱ منتشر شده است. متن کامل این گفتوگو را از اینجا بخوانید.
۲۵۹