هدهد ویژن

آینده آموزش علوم انسانی در عصر هوش مصنوعی

منتشرشده: · فناوری

آینده آموزش علوم انسانی در عصر هوش مصنوعی

حمزه موسوی فرارو طی چند سال اخیر ظهور و رشد همه جانبه هوش مصنوعی بدل به بخشی از عرصه‌های گوناگون حیات روزمره آدمیان در سراسر جهان شده است.

حمزه موسوی

فرارو

طی چند سال اخیر ظهور و رشد همه جانبه هوش مصنوعی بدل به بخشی از عرصه‌های گوناگون حیات روزمره آدمیان در سراسر جهان شده است. این رشد چنان سریع و فراگیر است که بعضی دولت مردان شرط پیشتاز بودن کشورهای شان در عرصه رقابت با سایر مردم‌ها و کشورها را منوط به برنده شدن در میدان رقابت بر سر این پدیده می‌دانند؛ و حتی صحبت از تشکیل وزارت خانه‌های هوش مصنوعی درمیان است. از این رو به نظر می‌رسد که آینده، آینده هوش مصنوعی است.

بی گمان تشریح همه ابعاد گسترش و رشد کاربرد هوش مصنوعی کاری بی پایان و لذا ناممکن است؛ چرا که هوش مصنوعی هر روز سر از قلمروهای تازه ای درمی آورد و حتی می‌تواند باب ورود به سرزمین‌های ناشناخته ای را بگشاید. لذا به عنوان یک دانش آموخته علوم انسانی مایلم از انبوه روزافزون پرسش‌های پیرامون هوش مصنوعی اندکی به پرسش از نسبت هوش مصنوعی و علوم انسانی بپردازم. نسبت علوم انسانی و هوش مصنوعی چیست؟ یا چگونه باید باشد؟ ادعای نگارنده این سطور این است که: این علوم انسانی است که باید تفکر درباره هوش مصنوعی را در بربگیرد و نه اینکه هوش مصنوعی بستر تولید علوم انسانی و تفکر گردد.

این روزها در محیط‌های آموزشی و پژوهشی شاهدیم که همه با شگفتی و نوعی حس مرعوب شدگی و حتی با ولع از هوش مصنوعی و قدرت آن در پیشبرد کارهای شان سخن می‌گویند و جملاتی از این دست زیاد به گوش می‌رسد:

«با هوش مصنوعی هم زمان در حال نوشتن چند مقاله و انجام چند پروژه هستم».

«ظرف چند روز پایان نامه ام را با هوش مصنوعی جمع کردم!»

«چند صد صفحه متن انگلیسی را به هوش مصنوعی دادم و ظرف چند ثانیه آن را ترجمه کرد!»

«با ظهور هوش مصنوعی دیگر نیازی به مترجم و ویراستار نیست!»

و.

کاربرد هوش مصنوعی در دانش‌های دیگر، همچون پزشکی و مهندسی، ناگزیر و احتمالا مطلوب است. بنیاد این دانش‌ها بر محاسبه، تجربه و آزمایش است و هوش مصنوعی ابزاری است که می‌تواند در خدمت این اهداف باشد و روند امور را سرعت ببخشد و دقیق سازد. اما بنیاد علوم انسانی بر مواجهه با متن هم به معنای گسترده آن، هر آنچه ما را به تامل و درنگ وا دارد، و هم به معنای خاص آن یعنی متون مکتوب حیطه این دانش هاست؛ و متن جای تانی است نه تعجیل!

جهان ما گرایشی تمامیت خواهانه به یکسان سازی همه ابعاد حیات آدمیان دارد. ظهور شبکه‌های اجتماعی این یکسان سازی و سطحی نگری برآمده از آن را مدام تشدید می‌کند. به عبارت دیگر نوعی توده ای سازی و یکدست سازی مجازی بر جهان مان حاکم شده است و هوش مصنوعی می‌تواند بر شدت این همسانی در قلمرو اندیشه بیفزاید و فاصله انتقادی را که لازمه علوم انسانی و تفکر فلسفی است هر دم بیشتر پر کند و بزداید.

از سوی دیگر علوم انسانی، به یک معنا، عرصه دفاع از تفاوت هاست. عرصه ای که به نام حقیقتی کلی و فراچنگ نیامدنی از حقایق جزئی دفاع می‌کند. آیا هوش مصنوعی می‌تواند چنین تکثر و گوناگونی در قلمرو اندیشه را تضمین کند؟ آیا نتیجه پرامپت‌های یکسان، پاسخ‌های یکسان و در نتیجه تعطیلی تفکر نخواهد بود؟ بعلاوه علوم انسانی قلمرو دفاع از بعد سوبژکتیو آدمی و سوژگی اوست و سوژگی برآمده از تجربه مواجهه با رخدادهاست. رخدادهایی که در عرصه‌های علم، سیاست، هنر و عشق روی می‌دهند. به بیان ساده رخدادها صرفا اموری غیرمنتظره نیستند بلکه رویداد‌های اند که قواعد و چارچوب‌های فهم واقعیت را دگرگون می‌سازند و مختل می‌کنند؛ رویدادهایی که عده ای ندای خطاب شان را پذیرا می‌شوند «چیزی تکان دهنده و از جا در رفته که به نظر می‌رسد به ناگهان رخ داده و جریان معمول امور را دچار وقفه می‌کند؛ چیزی که از قرار معلوم از دل هیچ سر برمی آورد، بدون عللی قابل تشخیص، نمودی که وجودی استوار بنیادش نیست.» آیا مواجهه با متن نیز تجربه نوعی رخداد نیست؟ به گواهی تاریخ کم نیستند انسان‌هایی که حیات شان در اثر مواجهه با یک متن دگرگون شده است. از این رو یکی از پرسش‌هایی که شاخه‌های گوناگون علوم انسانی و بویژه فلسفه باید به آن بپردازند این است که آیا ظهور هوش مصنوعی نوعی رخداد است یا برعکس این پدیده جایگرین مواجهه آدمی با خاصیت رخدادگون متن شده است.

بنابر آنچه آمد تفکر برآمده از علوم انسانی اگر نه تماما دست کم تا حد زیادی، نتیجه مواجهه زنده و تجربه زیسته آدمی و تامل بر این تجربه است و نه آموزش پرامپت نویسی! آموزش علوم انسانی مبتنی بر نیوشایی نوعی نداست. نیوشایی ندای استادان و آموزگارانی که صدایشان ما را همزمان میخکوب می‌سازد و از جا – از سنگینی رخوتناک واقعیت – برمی کند. از این رو می‌توان ادعا کرد که تفکر و نوشتن توانایی گوش سپردن به این ندا است. نسبت هوش مصنوعی با این ندا چیست؟ بی گمان پرسش‌هایی از این دست پرسش‌هایی هستند که دست اندر کاران آموزش علوم انسانی باید به آن بیندیشند. پرسش‌هایی که تقدیر آموزش علوم انسانی در گرو اندیشیدن به آنان است.

رسانه قوه قضائیه بررسی کرد: مدیران مسئول زندان رفته به جرم نشر اکاذیب / ادعای رسایی کذب است

نظرات کاربران خبر قبل

صدایی شبیه یک خواننده قدیمی / خشایار اعتمادی(+صدا)

جلسه سرنوشت‌ساز منصوریان با وزیر علوم عراق برای ماندن در الطلبه

فیلم‌های دیگر

۲۰ سال پیش در چنین روزی

این لحظه با حافظ

گلستان سعدی

آموزش زبان انگلیسی

آپارات عصر ایران

اپلیکیشن عصر ایران

خبرهای مرتبط